رویش عشق سرآغاز کتاب من و توست...


اینکه مدام به سینه ات می کوبد، قلب نیست
ماهی کوچکی است که دارد نهنگ می شود.
ماهی کوچکی که طعم تنگ بلورین، آزارش می دهد
و بوی دریا هوایی اش کرده است.

قلب ها همه نهنگانند در اشتیاق اقیانوس
اما کیست که باور کند در سینه اش نهنگی می تپد؟!!

آدم ها ، ماهی را در تنگ دوست دارند
و قلب ها را در سینه ...

ماهی اما وقتی در دریا شناور شد، ماهی ست
و قلب وقتی در خدا غوطه خورد، قلب است.

هیچ کس نمی تواند نهنگی را در تنگی نگه دارد
تو چطور می خواهی قلبت را در سینه نگه داری؟

و چه دردناک است وقتی نهنگی مچاله می شود
و وقتی دریا مختصر می شود
و وقتی قلب خلاصه می شود
و آدم، قانع.

این ماهی کوچک اما بزرگ خواهد شد
و این تنگ بلورین، تنگ و سخت خواهد شد
و این آب ته خواهد کشید.

تو اما کاش قدری دریا می نوشیدی
و کاش نقبی می زدی از تنگ سینه به اقیانوس.

کاش راه آبی به نامنتها می کشیدی
و کاش این قطره را به بی نهایت گره می زدی.
کاش ...

بگذریم ...
دریا و اقیانوس به کنار
نامنتها و بی نهایت پیشکش
کاش لااقل آب این تنگ را گاهی عوض می کردی
این آب مانده است و بو گرفته است

و تو می دانی آب هم که بماند می گندد
آب هم که بماند لجن می بندد
و حیف از این ماهی که در گل و لای، بلولد
و حیف از این قلب که در غلط بغلتد!



                                                               "عرفان نظرآهاری"

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 17:13  توسط محمد مشایخی | 

رازِ راه

رفتن است

راز رودخانه

پل

رازِ آسمان

ستاره است

رازِ خاک

گُل

رازِ اشک ها

چکیدن است

رازِ جوی

آب

رازِ بال ها

پریدن است

رازِ صبح

آفتاب

 

رازهای واقعی

رازهای بر ملاست

مثل روز،روشن است

راز این جهان خداست

                                                             "عرفان نظر آهاری"

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 9:22  توسط قاصدک | 


می روی سفر ! برو، ولی

زود برنگرد

مثل آن پرنده باش

آن پرنده اي كه رو به نور كرد

می روی، ولی به ما بگو 

راه این سفر چه جوری است؟

از دم حیاط خانه ات

تا حیاط خلوت خدا

چند سال نوری است؟

راستی چرا مسیر این سفر

روی نقشه نیست؟

شاید اسم این سفر که می روی

زندگیست...!


توی دستهای ما

یک سبد جواب کال

تو رسیده ای و می روی

باز هم به شهری از علامت سوال


جز دلت که لازم است

هیچ چیز با خودت نمی بری

نبر ولی

از سفر که آمدی

راه با خودت بیار

راه های دور و سخت

خسته ایم از این همه

جاده های امن و راههای تخت


می روی سفر ! برو، ولی

زود برنگرد

مثل آن پرنده باش

آن پرنده ای که عاقبت

قله سپید صبح را

فتح کرد.

                                                                        "عرفان نظر آهاری"
+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت 19:39  توسط محمد مشایخی | 


به گنجشک گفتند، بنویس:
عقابی پرید.
عقابی فقط دانه از دست خورشید چید.
عقابی دلش آسمان، بالش از باد،
به خاک و زمین تن نداد.

*
و گنجشک هر روز
همین جمله‌ها را نوشت
وهی صفحه، صفحه
وهی سطر، سطر
چه خوش خط و خوانا نوشت

*
وهر روز دفتر مشق او را
معلم ورق زد
وهر روز هم گفت: آفرین
چه شاگرد خوبی، همین

*
ولی بچه گنجشک یک روز
با خودش فکر کرد:
برای من این آفرین‌ها که بس نیست!
سوال من این است
چرا آسمان خالی افتاده آنجا
برای عقابی شدن
چرا هیچ کس نیست؟

*
چقدر از "عقابی پرید"
فقط رونویسی کنیم
چقدر آسمان، خط خطی
بال کاهی
چرا پرکشیدن فقط روی کاغذ
چرا نقطه هر روز با از سر خط
چرا...؟
برای پریدن از این صفحه ها
نیست راهی؟

*
و گنجشک کوچک پرید
به آن دورها
به آنجا که انگشت هر شاخه ای رو به اوست
به آن نورها
وهی دور و هی دور و هی دورتر
و از هر عقابی که گفتند مغرورتر
و گنجشک شد نقطه ای
نه در آخر جمله در دفتر این و آن
که بر صورت آسمان
میان دو ابروی رنگین کمان

                                                           "عرفان نظر آهاری"
+ نوشته شده در  جمعه دهم اسفند 1386ساعت 18:35  توسط محمد مشایخی | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
تیر 1393
دی 1392
آبان 1392
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
آرشيو
آرشیو موضوعی
سوگل مشایخی
سید حمیدرضا برقعی
ایرج جنتی عطایی
حامد بهاروند
نجمه زارع
سید علی صالحی
فرهاد قربانزاده
محمد فرخی یزدی
محمد حسین بهرامیان
امیر ارجینی
ابوالحسن ورزی
کاظم بهمنی
فايز دشتستانی
مهدی عابدی
سهراب سپهری
مهدی اخوان ثالث
مولوی
فریدون مشیری
نیما یوشیج
حافظ شیرازی
سعدی
شهریار
عارف قزوینی
سهیل محمودی
محمدرضا شفیعی کدکنی
علی شریعتی
قیصر امین پور
ژاله اصفهانی
هوشنگ ابتهاج
سیمین بهبهانی
احمد شاملو
خسرو گلسرخی
هوشنگ شفا
فروغ فرخزاد
اقبال لاهوری
خیام نیشابوری
سیاوش کسرایی
محمد علی بهمنی
مهدی حمیدی شیرازی
ملک الشعرای بهار
محمدرضا عبدالملکیان
جواد آذر
حمید مصدق
عطار نیشابوری
فخرالدین عراقی
ژولیده نیشابوری
سید حسن حسینی
م.آزاد
رسول یونان
علیرضا صحافزاده
محمد معلم
حسام الدین ایپکچی
امیر پاشا مقدسی
حسین منزوی
ایهام
عرفان نظر آهاری
مینا حسنی
رضا اسماعیلی
وحشی بافقی
بیژن دولت آبادی
فصیح الزمان رضوانی
نصرت رحمانی
منوچهر آتشی
یوسف ابو علی نژاد
ملاحت اسدالهي
اردلان سرافراز
گوربان
شمس الدین عراقی
حسین اسرافیلی
صادق سرمد
بابا طاهر
حزین لاهیجی
بیدل دهلوی
نادر نادرپور
عماد
ترانه جوانبخت
اسماعیل خویی
رهی معیری
حسین پناهی
سید عبدالحمید ضیایی
نگار معبودی
سلمان هراتی
طاهره قرة العين
شکوه قاسم نیا
قدسی قاضی نور
وصال شیرازی
محمد شمس لنگرودی
ایرج کریمی
رحیم معینی کرمانشاهی
فاضل نظری
علیرضا بدیع
نصرالله مردانی
طبیب اصفهانی
نویسندگان
محمد مشایخی
قاصدک
پیوندها
عاشقانه
با که گویم...
مسافر غزلپوش
دل گفت
ازدحام بی کسی
عاشقونه
لیوان
خط خطی های خیال
انجمن شاعران ایران
خدا، عشق، عرفان
پی نوشت
گوربان
نگار
آوای آزاد
ستاره دنباله دار
نیستان
سایه عمر
پرسه در خیال
ذوقستان
ساراشعر
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM