کویر

درین شلوغی یکریز بی دریغ
دنبال سکوتم ،سکوت ژرف ،سکوت بی پایان
درین کشاکش بود ونبود
درین هجوم تلخ هر روز عمر
بدنبال بلندترین فریاد از سر سکوتم.
درین هیاهوی بی حیای کلاغ ها
درین نفسهای تکراری بی مداوا
سکوت می خواهم
درین کران بی کران، که موج موج مردمان
هجوم بی دریغ خویش را نثار می کنند
کجاست سکوت...؟
کجا می توان دوید میان خلسهء خلوص شاعرانه
کجا می توان گرفت دست سکوت بی بهانه ای
زهی خیال خام که در میان این جشن پر هیاهوی مردمان
که زندگی را همین که هست دیده اند
بیابم لحظه ای سکوت را
خدایا کویرت.....
کویرت کجاست؟"علیرضا صحافزاده"
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن ۱۳۸۶ ساعت 15:25 توسط محمد مشایخی
|