چتر تو
که در اين برهوت
همه کويرند و زير چتر تو باران است
"حسام الدین ایپکچی"
که در اين برهوت
همه کويرند و زير چتر تو باران است
"حسام الدین ایپکچی"
حال که دنیا با همه بزرگی اش
با من و بی من می گذرد
"حسام الدین ایپکچی"
سال جدید را تبریک می گویم و امیدوارم شعری که دنیا در سال آینده برایتان می سراید قافیه هایش هماهنگ مضمونش شیرین و دوست داشتنی و آهنگش دلنشین باشد.

حال من
بر حول خط تو
اگر حوّل شود...
آنگهم عيد است
تا روز قيامت
عيد باد!
"حسام الدین ایپکچی"
گم می روم
به راه ندانی که پیش رواست
هرسو کشم سرک
- دنیای جنگ و بنگ -
بوی کباب آدم و سیخی ز استخوان
من هم در این میانه چو سرباز بی تفنگ!
هرسو که می روم
و به هر کس که می رسم
فریاد می زنم:
گم رفته ام
هرآنکه مرا یافت
مال او...
"حسام الدین ایپکچی"
قبلا شعری از آقای ایپکچی براتون گذاشته بودم. باید بگم که ایشون تو شعر سبک خاصی دارند که اسمش رو گذاشتند:"پی نوشت" و قواعد خاصی برایش دارند.۱) دارای پیام و معنا باشد یعنی حرف بزرگی، کوتاه گفته شود ۲) اینکه کل مطلب در ۲ یا ۳ خط خلاصه شود به طوری که در یک نگاه بتوان کل مطلب را خواند.
امیدوارم خوشتون بیاد
من چله نشین بن چاهم چندی...
غافل ز من این قافله ها در گذرند
رفتند و دگر مسافر مصر نماند!
یا رب!
که اگر نباشد آن واسط فیض
هر رفته به چاهی به عزیزی نرسد
"حسام الدین ایپکچی"
شعری که برای این پست انتخاب کردم از طرف شاعرش به زمستان استاد اخوان ثالث تقدیم شده.امیدوارم شما هم لذت ببرید.

زمین تر
آسمان تار
رعد چون تیر
نبرد باد با برگی
زمین گیر
گهی با هرم گرما، سوز
هوا از رنگ نیرنگ است
وگر «دست محبت سوی کس یازی»*
دوصد دست از بغل بیرون
به تزویر
بهار آید
تمام تخت بر گیرد!
بهارانی نشد آخر!
خزان بر سر
نگاهی تر
اسیر دیدگانی کور ؛ گوشی کر
زمین ابتر ؛ هوا دلگیر
و من اکنون
همان زر برگ ِ در جنگ ِ زمین گیر!
----------------------
* مهدی اخوان ثالث / زمستان
"حسام الدین ایپکچی"