كه راه تا تو رسيدن هزار فرسنگ است...

هنوز بوي تو از سمت عشق مي آيد
نگاه كن كه چه بيهوده آرزومندم
به احتمال بعيدي چگونه دل بستم
چه ساده ام كه به لبخند سايه پابندم
به احترام نگاهي كه شعله شعله مرا
ميان آتش شرم و گناه مي سوزد
به لحظه لحظه ي يك انتظار طولاني
كه چشم هاي مرا روي راه مي دوزد
نشسته ام كه بگويم هنوز يادم هست
كه بي تو رسم تنفس چه كار دشواري است
شتاب عقربه ها در گذشت سرد زمان
براي من گذري بي دليل و تكراري است
هزار كوچه ی خالي ، هزار شب فرياد
چقدر حس نيازم به گريه پر رنگ است
چه انتظار غريبي براي بودن تو
كه راه تا تو رسيدن هزار فرسنگ است
"سوگل مشایخی"
"سوگل مشایخی"
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۱ ساعت 2:12 توسط محمد مشایخی
|